ترجمه "profusion" به فارسی

وفور, اسرافکاری, اسراف بهترین ترجمه های "profusion" به فارسی هستند.

profusion noun دستور زبان

abundance; the state of being profuse; a cornucopia [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • وفور

    abundance

    Elk hounds and rose bushes were about her in profusion.

    سگهای شکاری و گلهای سرخ در اطراف او به وفور بودند.

  • اسرافکاری

    lavish or imprudent expenditure

  • اسراف

    noun

    as they found themselves inclined, from their natural bent either to profusion or avarice;

    زیرا میبینند که خود طبعاً یا به اسراف راغباند یا به آزمندی .

  • ترجمه های کمتر

    • فراوانی
    • زیادتی
    • سرشاری
    • کثرت
    • اسراف کاری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " profusion " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Profusion
+ اضافه کردن

"Profusion" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Profusion در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "profusion" با ترجمه به فارسی

  • بی حد و حصر · بیش از حد · سخاوتمندانه · سرشار · فراوان · مفرط · وافر
  • اسراف · بسیاری · ریخت و پاش · زیادی · سرشاری · فراوانی
  • زیاد · فراوان · مسرفانه
اضافه کردن

ترجمه های "profusion" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه