ترجمه "progenitive" به فارسی

بارور, زایا, فرزند آور بهترین ترجمه های "progenitive" به فارسی هستند.

progenitive adjective دستور زبان

Being able to produce offspring, reproductive [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بارور

  • زایا

  • فرزند آور

  • پر زاد و رود

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " progenitive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "progenitive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه