ترجمه "pronation" به فارسی
کب, دمرقراردادن, حالت کب بهترین ترجمه های "pronation" به فارسی هستند.
pronation
noun
دستور زبان
(fencing) The position of the sword hand when the palm is facing down [..]
-
کب
-
دمرقراردادن
-
حالت کب
-
روبه زمینی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pronation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pronation" با ترجمه به فارسی
-
(با چرخاندن آرنج یا مچ) · روی زانو و کف دست قرار گرفتن (در برابر:روی پشت قرار گرفتن supinate) · کف دست را رو به پایین یا عقب کردن · کف چرخانی کردن
-
(عضله ی دور گرداننده ی مچ و کف دست) مچ گردان
-
(با چرخاندن آرنج یا مچ) · روی زانو و کف دست قرار گرفتن (در برابر:روی پشت قرار گرفتن supinate) · کف دست را رو به پایین یا عقب کردن · کف چرخانی کردن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن