ترجمه "prone" به فارسی

مستعد, آماده, (با: to) متمایل (به) بهترین ترجمه های "prone" به فارسی هستند.

prone adjective دستور زبان

Lying face downward; prostrate. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • مستعد

    is that if you're left-handed, you're prone to schizophrenia.

    اگر شما چپ دست باشید مستعد بیماری اسکیزوفرنی هستید.

  • آماده

    adjective

    And yet from sunrise to sunset he had been lying prone on the ground, either on his back or on his face.

    با این همه از طلوع صبح تا غروب آماده و حاضر یراق روی زمین دراز کشیده بود دمر یا طاق باز.

  • (با: to) متمایل (به)

  • ترجمه های کمتر

    • (خوابیده روی شکم و سینه) دمر
    • به خاک افتاده
    • دمرو (در برابر: بر پشت یا طاقباز supine)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prone " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prone
+ اضافه کردن

"Prone" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Prone در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "prone" با ترجمه به فارسی

  • استعداد · امادگی · تمایل · خوابیدگی · رغبت · روبه زمینی · سرازیری
  • در معرض حادثه · سانحه پذیر · مستعد تصادف
  • پوزیشن خوابیده به شکم
  • بطور اماده · دمر · روبه زمین
  • پوزیشن خوابیده به شکم
اضافه کردن

ترجمه های "prone" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه