ترجمه "pronely" به فارسی
دمر, بطور اماده, روبه زمین بهترین ترجمه های "pronely" به فارسی هستند.
pronely
adverb
دستور زبان
In a prone manner or position.
-
دمر
The angle of those wounds indicate she was already prone.
زاويه ي اين جراحت ها نشون ميده که اون قبلا به صورت دمر افتاده بوده.
-
بطور اماده
-
روبه زمین
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pronely " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pronely" با ترجمه به فارسی
-
استعداد · امادگی · تمایل · خوابیدگی · رغبت · روبه زمینی · سرازیری
-
در معرض حادثه · سانحه پذیر · مستعد تصادف
-
پوزیشن خوابیده به شکم
-
(با: to) متمایل (به) · (خوابیده روی شکم و سینه) دمر · آماده · به خاک افتاده · دمرو (در برابر: بر پشت یا طاقباز supine) · مستعد
-
پوزیشن خوابیده به شکم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن