ترجمه "protracted" به فارسی

طولانی, ممتد, کشیده بهترین ترجمه های "protracted" به فارسی هستند.

protracted adjective verb دستور زبان

Simple past tense and past participle of protract. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • طولانی

    adjective

    and all of the ensuing complications, the pneumonia, blood poisoning, the protracted stay at the nursing home

    و تمام پیآمدهای آن، سینه پهلو، مسمومیت خونی، اقامت طولانی در درمانگاه

  • ممتد

    and first there was the protracted hubbub of the basses grumbling, violins squeaking, cornets trumpeting, flutes and flageolets fifing.

    و ابتدا هنگامهای ممتد از غرغر سنجها و خر خر ویولنها و غریو شیپورها و فلوتها و سوت نیلبکها برپا شد.

  • کشیده

    The Search Committee was also voted with no opposition but the discussion of Mother Abagail's disappearance had been a protracted one

    بحث در مورد مفقود شدن مادر ابیگیل به صحبتهای افسانهای وگاهی کمدی کشیده شد

  • ترجمه های کمتر

    • متمادی
    • دنباله دار
    • طول داده
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " protracted " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "protracted" با ترجمه به فارسی

  • امتداد · تطویل · تمدید · نقشه کشی مطابق مقیاس معین
  • اطاله دار · جلو امده · دراز کننده یاشونده
  • (جانور شناسی) بیرون دادن · (زمان) طولانی کردن · امتداد دادن · برون کشاندن (در برابر: تو دادن یا تو کشاندن retract) · به درازا کشاندن · به طول انجامیدن · رسم و مدرج کردن · سنجه ای کردن · طفره رفتن · طول دادن · طولانی کردن · گوشه سنج (یا نقاله یا زاویه یاب) به کار بردن
اضافه کردن

ترجمه های "protracted" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه