ترجمه "protractile" به فارسی

برون خیز, بیرون زدنی, بیرون کشاندنی بهترین ترجمه های "protractile" به فارسی هستند.

protractile adjective دستور زبان

That can be protracted (as a cat's claws) [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • برون خیز

  • بیرون زدنی

  • بیرون کشاندنی

  • دراز کردنی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " protractile " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "protractile" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه