ترجمه "pureblooded" به فارسی
باتجربه, اصیل بهترین ترجمه های "pureblooded" به فارسی هستند.
pureblooded
adjective
دستور زبان
Of pure blood; belonging to only one race. [..]
-
باتجربه
adjective -
اصیل
adjectiveTherefore, we're looking for a pureblood.
بنابراین ما دنبال یه خون آشام اصیل میگردیم
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pureblooded " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "pureblooded" با ترجمه به فارسی
-
اصیل · باتجربه · خوش جنس · پاک نژاد
اضافه کردن مثال
اضافه کردن