ترجمه "purely" به فارسی

فقط, کاملا, صرفا بهترین ترجمه های "purely" به فارسی هستند.

purely adverb دستور زبان

(manner) Chastely; innocently. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فقط

    adverb

    There's one thing that he said that was pure genius.

    فقط يه چيزي بود که وقتي اون بهم گفت اين حرفش خيلي هوشمندانه بود.

  • کاملا

    adverb

    Can we at least remove the body before launching into a purely academic exercise?

    ميشه قبل ازينکه وارد تمرين کاملا تئوريک بشيم حداقل بدن بيمار رو جابجا کنيم ؟

  • صرفا

    It was just purely me trying to get it out of my system.

    صرفا من سعی میکردم که اونو از سیستمم خارج کنم

  • ترجمه های کمتر

    • تماما
    • ناب
    • معصومانه
    • سره
    • به طور بی آلایش
    • به طور خالص
    • بی آمیغانه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " purely " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "purely" با ترجمه به فارسی

  • دودمانهای خالص · سلسلههاي خالص
  • زادگیری خالص
  • ریاضیات محض
  • رقابت خالص – کامل · رقابت کامل
  • (آوا شناسی) تک آوا · (انجیل) ناملوث · آویژه · استفاده نشده · اشباع شده · اصیل · بافضیلت · باناموس · بی آلایش · بی آمیغ · بی خدشه · بی عیب · بی غش · تمیز · خالص · دست نخورده · دوشیزه ای · زلال · سارا · سالم · سره · صاف · صرف · طاهر · طیب · عفیف · فرهومند · لب · محض · مطلق · منزه · ناب · نانجس · نظری · نیک نژاد (purebred هم می گویند) · واکه ی ساده (monophthongal هم می گویند) · وش · پاك · پاک · پاکدامن · پاکیزه · پرهیزکار · کامل · کیا · یکدست
  • سیستم دوتایی
  • (نژاد شناسی - جانور یا گیاه) دودمان سره · نژاد خالص
  • پژوهش محض
اضافه کردن

ترجمه های "purely" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه