ترجمه "putrescence" به فارسی
گندیدگی, فساد بهترین ترجمه های "putrescence" به فارسی هستند.
putrescence
noun
دستور زبان
The condition of being putrid; decay [..]
-
گندیدگی
everywhere is putrescence and miasma;
همه جا گندیدگی است و بخارهای بدبو؛
-
فساد
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " putrescence " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "putrescence" با ترجمه به فارسی
-
در حال فساد و تعفن · در شرف گندیدن · وابسته به گندیدن · گند و مند · گندشی
-
فساد پذیر · ماده ی گندش پذیر یا زود گند · پوسیدنی · گندش پذیر · گندیدنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن