ترجمه "putridness" به فارسی

فساد, پوسیدگی, گندیدگی بهترین ترجمه های "putridness" به فارسی هستند.

putridness noun دستور زبان

putridity [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • فساد

    noun
  • پوسیدگی

  • گندیدگی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " putridness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "putridness" با ترجمه به فارسی

  • تعفن · پوسیدگی · چیز فاسد · گندیدگی
  • (اخلاقا) فاسد · افتضاح · بد · بسیار ناخوشایند · زننده · سپست · فاسد · متعفن · هرزه · پوسیده · گندیده
  • (اخلاقا) فاسد · افتضاح · بد · بسیار ناخوشایند · زننده · سپست · فاسد · متعفن · هرزه · پوسیده · گندیده
  • (اخلاقا) فاسد · افتضاح · بد · بسیار ناخوشایند · زننده · سپست · فاسد · متعفن · هرزه · پوسیده · گندیده
  • تعفن · پوسیدگی · چیز فاسد · گندیدگی
اضافه کردن

ترجمه های "putridness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه