ترجمه "quarrel" به فارسی
غوغا, ستیزیدن, دعوا کردن بهترین ترجمه های "quarrel" به فارسی هستند.
quarrel
Verb
verb
noun
دستور زبان
A verbal dispute or heated argument. [..]
-
غوغا
nounverbal dispute or heated argument
-
ستیزیدن
to contend, argue strongly, squabble
-
دعوا کردن
verbTo make the step easier he had quarrelled with all his friends in Paris.
برای اینکه این فرار سهلتر انجام بگیرد با همه دوستانی که در پاریس داشت دعوا کرد.
-
ترجمه های کمتر
- دعوا
- مشاجره
- بحث
- ستیزه
- پرخاش کردن
- نزاع
- کشمکش
- مرافعه
- پرخاش
- قهر
- ستیز
- اختلاف
- دعوی
- دلخوری
- رنجش
- ستیهش
- مشاجرة
- (با دوست خود و غیره) قهر کردن
- (با کسی) درافتادن
- (بین دو نفر) شکراب شدن
- (معمولا با سخن) ستیزیدن
- (پنجره های دارای شیشه های کوچک و طرح دار) شیشه ی چهار گوش
- اوراق کردن
- بگو مگو
- بگو مگو کردن
- تیر سر ستاره ای
- جدال کردن
- جنگ لفظی کردن
- خرده گرفتن
- دعوی کردن
- دلخوری پیدا کردن
- ستیز کردن
- عیب جویی کردن
- مرافعه کردن
- نزاع کردن
- پیکان (که از کمان رها می شد)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " quarrel " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Quarrel
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Quarrel" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Quarrel در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
اضافه کردن مثال
اضافه کردن