ترجمه "quarrelsome" به فارسی

پرخاشجو, دعوایی, ستیزجو بهترین ترجمه های "quarrelsome" به فارسی هستند.

quarrelsome adjective دستور زبان

Argumentative; belligerent; contentious; given to quarreling. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پرخاشجو

  • دعوایی

  • ستیزجو

  • ترجمه های کمتر

    • پرخاشگر
    • پیکارپرست
    • جنگجو
    • شر
    • زود خشم
    • ستیهش گر
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " quarrelsome " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "quarrelsome" با ترجمه به فارسی

  • ازروی ستیزه جویی · فتنه جویانه · نزاع طلبانه
اضافه کردن

ترجمه های "quarrelsome" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه