ترجمه "rawboned" به فارسی

درشت استخوان, لاغر و استخوانی بهترین ترجمه های "rawboned" به فارسی هستند.

rawboned adjective

Describing a person as being thin and bony, having prominent bones, rugged but not necessarily handsome. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • درشت استخوان

  • لاغر و استخوانی

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rawboned " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "rawboned" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه