ترجمه "rawhide" به فارسی
پوست خام, تاسمه, نشیمه بهترین ترجمه های "rawhide" به فارسی هستند.
rawhide
verb
noun
دستور زبان
Untanned hide. [..]
-
پوست خام
noun -
تاسمه
-
نشیمه
-
ترجمه های کمتر
- تازیانه زدن (با شلاق چرمی)
- تازیانه ی تاسمه ای
- شلاق چرمی
- پوست دباغی نشده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rawhide " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن