ترجمه "recent" به فارسی
اخیر, تازه, هزات بهترین ترجمه های "recent" به فارسی هستند.
recent
adjective
دستور زبان
Having happened a short while ago. [..]
-
اخیر
adjectivehaving happened a short while ago [..]
Prices have been gradually rising in recent years.
قیمت ها به تدریج در طی سالهای اخیر افزایش یافته اند.
-
تازه
adjectivehaving happened a short while ago
In the dell itself they found recent traces of a fire, and other signs of a hasty camp.
در خود دره آثار تازه آتش و نشانههای اتراقی شتاب زده را پیدا کردند.
-
هزات
-
ترجمه های کمتر
- جدید
- نوین
- متاخر
- لاحق
- بازپسین
- جدیدالتاسیس
- نوخیز
- نوپیدا
- فرجامین
- پسین
- واپسین
- (زمین شناسی) وابسته به دوران هلوسین (Holocene)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recent " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Recent
noun
approximately the last 10,000 years
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Recent" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Recent در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "recent" با ترجمه به فارسی
-
نزدیکترین نیای مشترک
-
منشاء آفریقایی انسان مدرن
-
تاخر
-
Why some very good students often fail exams was recently by a professor of psychology.
-
اخیرا · بتازگی · به تازگی · تازه · جدیدا
-
اخیرا · بتازگی · به تازگی · تازه · جدیدا
-
اخیرا · بتازگی · به تازگی · تازه · جدیدا
-
اخیرا · بتازگی · به تازگی · تازه · جدیدا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن