ترجمه "receptive" به فارسی
پذیرا, شنوا, فحل بهترین ترجمه های "receptive" به فارسی هستند.
receptive
adjective
دستور زبان
capable of receiving something [..]
-
پذیرا
He had regarded Rosamond's cleverness as precisely of the receptive kind which became a woman.
پنداشته بود روزاموند از آن گونه هوشمندی شایستهی زنان که مسایل را به آسانی پذیرا میشوند برخوردار است.
-
شنوا
Many came, encouraged the local Witnesses, and found receptive listeners.
بسیاری با پذیرفتن این دعوت باعث تشویق برادران اتیوپی شدند و اشخاصی را یافتند که برای شنیدن حقیقت گوش شنوا داشتند.
-
فحل
-
ترجمه های کمتر
- نرخواه
- دریاب
- (اندام های حسی) پذیرنده
- (پستاندار ماده) نرپذیر
- ستانگر sensory -3 رجوع شود به
- قبول کننده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " receptive " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "receptive" با ترجمه به فارسی
-
تصویب · موافقت
-
بطور درک کننده
-
قدرت پذیرش · قوه درک · قوه دریافت
-
تصویب · موافقت
-
تالار عروسی
-
استقبال
-
(در ادارات و مطب ها و غیره) اتاق انتظار · اتاق پذیرایی · پذیرشگاه
-
(رادیو و تلویزیون) دریافت صدا یا تصویر · استقبال · اعلام وصول · برخورد · تصویرگیری · دریافت · رسید · صداگیری · ضیافت · قبولی · مهمانی · وصول · پذيرش · پذیرایی · پذیرش · گرفتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن