ترجمه "receptionist" به فارسی

پذیرشگر, پذیرا, متصدی اطلاعات بهترین ترجمه های "receptionist" به فارسی هستند.

receptionist noun دستور زبان

An employee who receives visitors and/or calls, typically in an office setting. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پذیرشگر

  • پذیرا

  • متصدی اطلاعات

    Check in with the receptionist and director of activities when you arrive for the scheduled session.

    هر بار پس از ورود به چنین مراکزی و پیش از ادارهٔ مطالعهٔ گروهی، متصدی اطلاعات و سرپرست فعالیتهای آن مرکز را باخبر سازید.

  • متصدی پذیرش

    The receptionist turned to a messenger at the desk.

    سپس گوشی را پایین گذاشت متصدی پذیرش به پیغام رسانی که مقابل میزش ایستاده بود، رو کرد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " receptionist " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "receptionist"

اضافه کردن

ترجمه های "receptionist" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه