ترجمه "recently" به فارسی
اخیرا, به تازگی, تازه بهترین ترجمه های "recently" به فارسی هستند.
In the recent past; newly; lately; freshly; not long since. [..]
-
اخیرا
adverbin the recent past
And the Yankees are very upset because so many uppity darkies have been killed recently.
و یانکیها خیلی دستپاچه شدن، چون اخیرا سیاههای زیادی کشته شدن.
-
به تازگی
adverbin the recent past
Tomm, you two have been back to Calais recently.
شما دو نفر به تازگی به کالی برگشتید.
-
تازه
adjectiveIn the dell itself they found recent traces of a fire, and other signs of a hasty camp.
در خود دره آثار تازه آتش و نشانههای اتراقی شتاب زده را پیدا کردند.
-
ترجمه های کمتر
- بتازگی
- جدیدا
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " recently " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
"Recently" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Recently در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "recently" با ترجمه به فارسی
-
(زمین شناسی) وابسته به دوران هلوسین (Holocene) · اخیر · بازپسین · تازه · جدید · جدیدالتاسیس · فرجامین · لاحق · متاخر · نوخیز · نوپیدا · نوین · هزات · واپسین · پسین
-
نزدیکترین نیای مشترک
-
منشاء آفریقایی انسان مدرن
-
تاخر
-
Why some very good students often fail exams was recently by a professor of psychology.
-
(زمین شناسی) وابسته به دوران هلوسین (Holocene) · اخیر · بازپسین · تازه · جدید · جدیدالتاسیس · فرجامین · لاحق · متاخر · نوخیز · نوپیدا · نوین · هزات · واپسین · پسین
-
(زمین شناسی) وابسته به دوران هلوسین (Holocene) · اخیر · بازپسین · تازه · جدید · جدیدالتاسیس · فرجامین · لاحق · متاخر · نوخیز · نوپیدا · نوین · هزات · واپسین · پسین
-
(زمین شناسی) وابسته به دوران هلوسین (Holocene) · اخیر · بازپسین · تازه · جدید · جدیدالتاسیس · فرجامین · لاحق · متاخر · نوخیز · نوپیدا · نوین · هزات · واپسین · پسین