ترجمه "regularization" به فارسی

انتظام, تنظیم بهترین ترجمه های "regularization" به فارسی هستند.

regularization noun دستور زبان

The act of making regular, of regularizing. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • انتظام

    at the same time, he was conscious of an indescribable foundation of rigidity, regularity, and probity

    هم در آن حال، او در خویشتن نمیدانم چه احساس محکم از استقامت، از انتظام و از دست کاری داشت،

  • تنظیم

    If the congregation has no regular pioneers, tailor the discussion to auxiliary pioneers.

    چنانچه در جماعتتان پیشگام دائمی ندارید، این گفتار را بر اساس فعالیت پیشگامان کمکی تنظیم کنید.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " regularization " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "regularization" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "regularization" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه