ترجمه "regulate" به فارسی
منظم کردن, نظم دادن, 1 - تنظیم کردن بهترین ترجمه های "regulate" به فارسی هستند.
regulate
verb
دستور زبان
To dictate policy. [..]
-
منظم کردن
verb -
نظم دادن
verb -
1 - تنظیم کردن
-
ترجمه های کمتر
- به سامان کردن
- تحت قاعده در آوردن
- تحت نظارت در آوردن
- سامان دادن
- مهار کردن
- میزان کردن
- میزان کردن 2 - مرتب کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " regulate " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "regulate" با ترجمه به فارسی
-
تنظيم هورموني · كنترل درونريز · كنترل عصبي-هورموني · کنترل هورمونی
-
آیین نامه · آییننامه · قواعد · مقررات
-
ترتیب پذیر · قابل تنظیم
-
مقررات بازار
-
(شخص یا دستگاه) تنظیم کننده · تنظیم کننده · حاکم · حکمران · رگلاتور · سامانگر · فرماندار · فرمانده · مقام های ناظر · مهارگر · گنارشگر
-
تنظيم رشد · کنترل رشد
-
اتلاف گرماي موجودات زنده · تعادل گرمايي بدن · تنظيم دماي بدن · تنظیم حرارت · توليد گرماي فيزيولوژيكي · عرقكردن · كنترل گرمايي · گرمازايي
-
مقررات حسابداری
اضافه کردن مثال
اضافه کردن