ترجمه "remain" به فارسی
بازماندن, پایداشتن, استوار بودن بهترین ترجمه های "remain" به فارسی هستند.
remain
verb
noun
دستور زبان
State of remaining; stay. [..]
-
بازماندن
verbto stay behind while others withdraw
-
پایداشتن
verbto continue unchanged
-
استوار بودن
verbto continue unchanged
-
ترجمه های کمتر
- ماندن
- (هنوز) بودن
- (هنوز) وجود داشتن
- ادامه دادن
- باقی ماندن
- به جا ماندن
- موجود بودن
- پا برجا ماندن
- پس ماندن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " remain " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Remain
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Remain" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Remain در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "remain" با ترجمه به فارسی
-
آثار · آثار چاپ نشده ی نویسنده در هنگام مرگ (literary remains هم می گویند) · باقی ماندگان · بقیه (بقایا) · جسد · شق · لاشه · نشانه های گذشته · نعش · پس مانده ها · یادبودها · یادگارها
-
اثار · باقی مانده · باقیمانده · بقایا · بقیه السیف · جسد · جنازه · مانده · پس مانده · پس مانده غذا
-
باید احمق باشی تا عقلت را از دست ندهی
-
اثار · باقی مانده · باقیمانده · بقایا · بقیه السیف · جسد · جنازه · مانده · پس مانده · پس مانده غذا
-
اثار · باقی مانده · باقیمانده · بقایا · بقیه السیف · جسد · جنازه · مانده · پس مانده · پس مانده غذا
-
اثار · باقی مانده · باقیمانده · بقایا · بقیه السیف · جسد · جنازه · مانده · پس مانده · پس مانده غذا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن