ترجمه "remainder" به فارسی

بقیه, باقیمانده, باقيمانده بهترین ترجمه های "remainder" به فارسی هستند.

remainder adjective verb noun دستور زبان

A part or parts remaining after some has/have been removed. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بقیه

    noun

    I brought Emily home for the remainder of her recovery.

    من امیلی رو آوردم خونه تا بقیه ی درمانشو اینجا بگذرونه

  • باقیمانده

    adding to the gayety of Skaguay as they scattered the remainder of the outfit along its chief thoroughfare.

    در ضمنی که باقیمانده بار سورتمه را در طول مهمترین کوچه اسکاگوی میپراکندند، به شادی مردم اسکاگوی میافزودند.

  • باقيمانده

    In mathematics, the result of the "remainder" operation.

  • ترجمه های کمتر

    • تتمه
    • تفاضل
    • رسوبی
    • اثار
    • پسمانده
    • بازماندگان
    • اختلاف
    • (ریاضی) مانده
    • (کتاب های ته انباری را) با تخفیف بسیار فروختن 5 - (حقوق)حالت تعلیق
    • باقی مانده
    • باقی ماندگان
    • به جامانده
    • قسمت باقی مانده
    • مانده
    • پس ماند
    • پس مانده
    • چیز باقیمانده
    • کتاب های ته انباری
    • کتاب های فروش نرفته (و مانده در انبار)
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " remainder " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Remainder
+ اضافه کردن

"Remainder" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Remainder در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

اضافه کردن

ترجمه های "remainder" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه