ترجمه "repatriation" به فارسی
بازگشت به میهن, برگرداندن کسی به میهن وی بهترین ترجمه های "repatriation" به فارسی هستند.
repatriation
noun
دستور زبان
The process of returning of a person to their country of origin or citizenship. [..]
-
بازگشت به میهن
After a week he went AWOL to avoid being repatriated to barracks in Belgium, and joined the mercenaries.
او بعد از یک هفته از بازگشت به میهن و زندگی در سربازخانههای بلژیک سرباز زد و به جنجگویان مزدور ملحق گردید.
-
برگرداندن کسی به میهن وی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repatriation " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "repatriation" با ترجمه به فارسی
-
(شخص) به میهن بازگشته · به میهن بازگرداندن یا بازگشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن