ترجمه "repayment" به فارسی
بازپرداخت, غرامت, استرداد بهترین ترجمه های "repayment" به فارسی هستند.
repayment
noun
دستور زبان
the act of repaying [..]
-
بازپرداخت
which showed a nine percent increase in her repayment.
که موجب شد نه درصد بازپرداخت او افزایش پیدا کند.
-
غرامت
noun -
استرداد
noun
-
ترجمه های کمتر
- تلافی
- پاداش
- استهلاك بدهي
- بازپرداخت بدهيها
- پرداخت بدهی
- پرداخت مجدد
- پس دهی
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " repayment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "repayment" با ترجمه به فارسی
-
استهلاك بدهي · بازپرداخت · بازپرداخت بدهيها · پرداخت بدهی
-
پیش پرداخت، مساعده
-
تلافی کردنی · پس دادنی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن