ترجمه "respectable" به فارسی
محترم, قابل احترام, نسبتا خوب بهترین ترجمه های "respectable" به فارسی هستند.
respectable
adjective
دستور زبان
Deserving respect. [..]
-
محترم
adjectiveThe bigwigs, the most respected members of the Club, beset the new arrivals.
مردان مهم و اعضای محترم باشگاه دوباره دور مهمان تازهوارد را گرفتند.
-
قابل احترام
adjectiveI could not respect your sorrow more, if you were my father.
شما اگر پدر من هم بودید اندوهتان برایم از این که هست قابل احترام تر نمیبود.
-
نسبتا خوب
adjectiveHer knowledge of modern history was more than respectable.
دانش او دربارهی تاریخ معاصر از نسبتا خوب بیشتر بود.
-
ترجمه های کمتر
- آبرومند
- محترمانه
- حسابی
- آبرومندانه
- معتبر
- خوشنام
- قشنگ
- ارجمندانه
- نیکنام
- مودب
- ارجمند
- سزاوار
- ارج دار
- با ادب
- قابل ملاحظه
- نسبتا زیاد (و غیره)
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " respectable " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "respectable" با ترجمه به فارسی
-
(جمع - در سلام رسانی) سلام · (جمع) لحاظ · احترام · احترام گذاشتن · احترام گذاشتن به · ادای احترام · ادب · ارج داشت · ارج داشت کردن · ارج گذاری · ارجمند شمردن · اطاعت · اعتبار · باره · بزرگ داشتن · تسلیم · تکریم · جنبه · جهت · حرمت · حرمت کردن · در اين خصوص · رابطه · راجع بودن (به) · ربط · رعایت · رعایت کردن · سنجیده کاری · شرف · عزت · لایق دانستن · لحاظ · محترم داشتن · محترم شمردن · مراتب احترام · مربوط بودن (به) · مغتنم شمردن · ملاحظه · ملاحظه نشان دادن · نظر · پروا · پروا کردن · گرامی داشت · گرامی داشت کردن · گرامی داشتن
-
ابرومندانه · محترما
-
احترام به خود · بزرگواری · حرمت نفس · رتبه · شان · عزت نفس · مقام · مناعت طبع · وقار
-
(جمع) رعایت ادب · آبرو · آبرومندی · احترام · ارجمندی · اشخاص محترم · اعتبار · تواضع · حرمت · حیثیت · محترمان · ملاحظه کاری · نیکنامی
-
کسی که از مردمان بانفوذ یا توانگر ملاحظه یا صرفداری میکند
-
مربوطه، مربوط
-
عالی جناب
اضافه کردن مثال
اضافه کردن