ترجمه "respecting" به فارسی
در مورد, درباره ی بهترین ترجمه های "respecting" به فارسی هستند.
respecting
verb
Present participle of respect. [..]
-
در مورد
With respect to her father, it was a question soon answered.
در مورد پدرش زود به راه حل رسید.
-
درباره ی
Love and respect — that's what the whole film was about.
عشق و احترام — تمام فیلم درباره ی همین بود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " respecting " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Respecting
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Respecting" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Respecting در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "respecting" با ترجمه به فارسی
-
(جمع - در سلام رسانی) سلام · (جمع) لحاظ · احترام · احترام گذاشتن · احترام گذاشتن به · ادای احترام · ادب · ارج داشت · ارج داشت کردن · ارج گذاری · ارجمند شمردن · اطاعت · اعتبار · باره · بزرگ داشتن · تسلیم · تکریم · جنبه · جهت · حرمت · حرمت کردن · در اين خصوص · رابطه · راجع بودن (به) · ربط · رعایت · رعایت کردن · سنجیده کاری · شرف · عزت · لایق دانستن · لحاظ · محترم داشتن · محترم شمردن · مراتب احترام · مربوط بودن (به) · مغتنم شمردن · ملاحظه · ملاحظه نشان دادن · نظر · پروا · پروا کردن · گرامی داشت · گرامی داشت کردن · گرامی داشتن
-
آبرومند · آبرومندانه · ارج دار · ارجمند · ارجمندانه · با ادب · حسابی · خوشنام · سزاوار · قابل احترام · قابل ملاحظه · قشنگ · محترم · محترمانه · معتبر · مودب · نسبتا خوب · نسبتا زیاد (و غیره) · نیکنام
-
ابرومندانه · محترما
-
احترام به خود · عزت نفس · مناعت طبع
-
(جمع) رعایت ادب · آبرو · آبرومندی · احترام · ارجمندی · اشخاص محترم · اعتبار · تواضع · حرمت · حیثیت · محترمان · ملاحظه کاری · نیکنامی
-
کسی که از مردمان بانفوذ یا توانگر ملاحظه یا صرفداری میکند
-
مربوطه، مربوط
اضافه کردن مثال
اضافه کردن