ترجمه "respectably" به فارسی

ابرومندانه, محترما بهترین ترجمه های "respectably" به فارسی هستند.

respectably adverb دستور زبان

In a respectable manner. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابرومندانه

  • محترما

    It's both respectful and disrespectful at the same time.

    درعين حال هم محترما نه ـست ، و هم غير محترمانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " respectably " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "respectably" با ترجمه به فارسی

  • (جمع - در سلام رسانی) سلام · (جمع) لحاظ · احترام · احترام گذاشتن · احترام گذاشتن به · ادای احترام · ادب · ارج داشت · ارج داشت کردن · ارج گذاری · ارجمند شمردن · اطاعت · اعتبار · باره · بزرگ داشتن · تسلیم · تکریم · جنبه · جهت · حرمت · حرمت کردن · در اين خصوص · رابطه · راجع بودن (به) · ربط · رعایت · رعایت کردن · سنجیده کاری · شرف · عزت · لایق دانستن · لحاظ · محترم داشتن · محترم شمردن · مراتب احترام · مربوط بودن (به) · مغتنم شمردن · ملاحظه · ملاحظه نشان دادن · نظر · پروا · پروا کردن · گرامی داشت · گرامی داشت کردن · گرامی داشتن
  • آبرومند · آبرومندانه · ارج دار · ارجمند · ارجمندانه · با ادب · حسابی · خوشنام · سزاوار · قابل احترام · قابل ملاحظه · قشنگ · محترم · محترمانه · معتبر · مودب · نسبتا خوب · نسبتا زیاد (و غیره) · نیکنام
  • احترام به خود · عزت نفس · مناعت طبع
  • (جمع) رعایت ادب · آبرو · آبرومندی · احترام · ارجمندی · اشخاص محترم · اعتبار · تواضع · حرمت · حیثیت · محترمان · ملاحظه کاری · نیکنامی
  • کسی که از مردمان بانفوذ یا توانگر ملاحظه یا صرفداری میکند
  • مربوطه، مربوط
  • عالی جناب
اضافه کردن

ترجمه های "respectably" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه