ترجمه "restitute" به فارسی

پس دادن, اعاده کردن, بحال اول برگرداندن بهترین ترجمه های "restitute" به فارسی هستند.

restitute verb noun دستور زبان

(transitive) To restore (something) to its former condition or to provide recompense for (something). [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • پس دادن

    verb
  • اعاده کردن

  • بحال اول برگرداندن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " restitute " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "restitute" با ترجمه به فارسی

  • سرمایهگذاری مجدد صادرات
  • (حقوق) خسارت · (فیزیک - خاصیت بازگشت به شکل اولیه پس از برداشته شدن فشار یا بار) پس جهش · ghramt · jbran · tavan · ارتجاع · استرداد · اعاده · بازدهی · بازپرداخت · بازگردانی · تاوان · جبران · جبران خسارت · رجعت · فریادرسی · پسداد · یف الت
اضافه کردن

ترجمه های "restitute" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه