ترجمه "restive" به فارسی

چموش, سرکش, بدلگام بهترین ترجمه های "restive" به فارسی هستند.

restive adjective دستور زبان

Impatient under delay, duress, or control. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • چموش

    impatient, under delay, duress, or control.

  • سرکش

    adjective

    He gave an angry thrust to his horse, which had grown restive under him, and plunged into the water

    اسب سرکش که زیر پایش تقلا میکرد از نهیب کین توزانه او در آب جست

  • بدلگام

  • ترجمه های کمتر

    • ناتو
    • نارام
    • ناآرام
    • (مثلا اسب) رموک
    • بی قرار
    • رجوع شود به restless
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " restive " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "restive" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "restive" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه