ترجمه "ringed" به فارسی
حلقه دار, زینت شده با حلقه یا طوقه, طوقی دار بهترین ترجمه های "ringed" به فارسی هستند.
ringed
adjective
verb
دستور زبان
Marked with rings, circles or loops. [..]
-
حلقه دار
That clown made out with a girl with a tongue ring over you?
اون دلقك تو رو ول كرد رفت پيش اون دختره كه رو زبونش حلقه داره ؟
-
زینت شده با حلقه یا طوقه
-
طوقی دار
-
غلدار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ringed " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "ringed" با ترجمه به فارسی
-
انبوه قارچ ها (حلقه ای از قارچ ها در مرغزار که سابقا می گفتند پریان آنجا پایکوبی می کنند)
-
(حلقه ای که در آن کلید می آویزند) حلقه ی دسته کلید · جاکلیدی
-
ارباب حلقهها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن