ترجمه "rudiments" به فارسی
الفبا ترجمه "rudiments" به فارسی است.
rudiments
noun
Plural form of rudiment. [..]
-
الفبا
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rudiments " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "rudiments" با ترجمه به فارسی
-
الفبا · علوم مقدماتی
-
ابتدائی · اساسی · اصلی · اولی یا اولیه · بدوی · رشد نکرده · مقدماتی · ناقص
-
(زیست شناسی) آکارک · (معمولا جمع) سرآغاز · (معمولا جمع) مبادی اولیه · آساها · اصول · الفبا · اندام آکارکی · بنیادها · بیخ ها · تحلیل رفته · حالت تکامل نیافته ی هر چیز · زایده ی آکارکی · شکل اولیه · علوم مقدماتی · مبادی · ناگوالی · پایه ها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن