ترجمه "rudiment" به فارسی
مبادی, الفبا, آساها بهترین ترجمه های "rudiment" به فارسی هستند.
rudiment
noun
دستور زبان
A fundamental principle or skill, especially in a field of learning (often in the plural). [..]
-
مبادی
fundamental principle or skill
It was about studies and lessons, dealing with the rudiments of knowledge,
بحث بر سر مطالعه و درس و مبادی دانش میزد ،
-
الفبا
noun -
آساها
-
ترجمه های کمتر
- بنیادها
- ناگوالی
- (زیست شناسی) آکارک
- (معمولا جمع) سرآغاز
- (معمولا جمع) مبادی اولیه
- اصول
- اندام آکارکی
- بیخ ها
- تحلیل رفته
- حالت تکامل نیافته ی هر چیز
- زایده ی آکارکی
- شکل اولیه
- علوم مقدماتی
- پایه ها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rudiment " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Rudiment
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Rudiment" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rudiment در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
عباراتی شبیه به "rudiment" با ترجمه به فارسی
-
الفبا · علوم مقدماتی
-
الفبا
-
ابتدائی · اساسی · اصلی · اولی یا اولیه · بدوی · رشد نکرده · مقدماتی · ناقص
اضافه کردن مثال
اضافه کردن