ترجمه "satiety" به فارسی
سيري, سیری, اقناع بهترین ترجمه های "satiety" به فارسی هستند.
satiety
noun
دستور زبان
The state of being perfectly satiated. [..]
-
سيري
My gastronomic rapacity knows no satiety.
درنده خويي اغذيه اي من را هيچ سيري اي نيست
-
سیری
From ennui, from our ennui but not from satiety!
این رنج و گرسنگی ماست که این اوضاع را بو جود میآورد و نه سیری ما.
-
اقناع
noun
-
ترجمه های کمتر
- اشتها
- اغنا
- بياشتهايي
- وازدگی
- دلزدگی
- گرسنگي
- اشباع
- پری
- بی نیازی
- پر خون
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " satiety " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن