ترجمه "satin" به فارسی

اطلس, اطلسی, نرم بهترین ترجمه های "satin" به فارسی هستند.

satin adjective noun دستور زبان

Smooth and shiny, glossy. Particularly describing a type of paint. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • اطلس

    noun

    smooth, lustrous fabric, usually of silk or synthetic fiber, woven with a long-float satin binding in warp or weft

    I was only vaguely aware of Alice and the slip and slide of satin over my skin.

    من تنها به طرز مبهمی متوجه آلیس شدم و ارتعاش و لرزش اطلس را بر پوستم حس کردم.

  • اطلسی

    noun

    Line it with ermine and black satin like a hearse.

    مثل یه نعش کش با گلایل و اطلسی تزئینش کنید.

  • نرم

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • حریر سان، چرخی، چرخین، اطلسی، بریشم وار، ابریشم سان، دیباگون، دیبا شکل
    • دبیت
    • (از ریشه ی عربی)
    • (پارچه ی ابریشمی یا نایلونی که روی آن براق و نرم و پشت آن کدر است) ساتن
    • ساتن مانند
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " satin " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "satin"

عباراتی شبیه به "satin" با ترجمه به فارسی

  • اطلس نما · ساتین
  • امانت · درستکاری · درستی · دیانت · صداقت
اضافه کردن

ترجمه های "satin" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه