ترجمه "satine" به فارسی
ساتین, اطلس نما بهترین ترجمه های "satine" به فارسی هستند.
satine
-
ساتین
she carried a black satin bag and chewed Sen sens.
یک کیف ساتین سیاه در دست داشت و آدامس سن سن میجوید.
-
اطلس نما
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " satine " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "satine" با ترجمه به فارسی
-
امانت · درستکاری · درستی · دیانت · صداقت
-
(از ریشه ی عربی) · (پارچه ی ابریشمی یا نایلونی که روی آن براق و نرم و پشت آن کدر است) ساتن · اطلس · اطلسی · حریر سان، چرخی، چرخین، اطلسی، بریشم وار، ابریشم سان، دیباگون، دیبا شکل · دبیت · ساتن مانند · نرم
اضافه کردن مثال
اضافه کردن