ترجمه "scenery" به فارسی

منظره, چشم انداز, دورنما بهترین ترجمه های "scenery" به فارسی هستند.

scenery noun دستور زبان

View, natural features, landscape. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • منظره

    noun

    I'm just looking for a change of scenery.

    فقط دارم دنبال يه جايي با يه منظره ي متفاوت مي گردم.

  • چشم انداز

    noun

    And something else has changed the scenery.

    و يک چيز ديگر سناريو و چشم انداز را عوض کرد

  • دورنما

  • ترجمه های کمتر

    • نگرگاه
    • (در تئاتر و اپرا و غیره) وسایل صحنه آرایی (مانند پس آویزها و مبل و غیره)
    • صحنه آرایی
    • صحنه ابزار
    • صحنه پردازی
    • پهنه ابزار
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " scenery " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "scenery" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "scenery" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه