ترجمه "shouting" به فارسی

shouting noun verb دستور زبان

The action of the verb to shout. [..]

ترجمه خودکار " shouting " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
+ اضافه کردن

"shouting" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای shouting در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ترجمه با املای جایگزین

Shouting
+ اضافه کردن

"Shouting" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Shouting در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

عباراتی شبیه به "shouting" با ترجمه به فارسی

  • (استرالیا) نوبت خرید مشروب برای حضار · بانگ · بانگ زدن · جار · جار زدن · جیغزدن · حراج · خروش · خروش برآوردن · خروشیدن · داد · داد زدن · دادزدن · دادو بیداد · غریو · فحاشی کردن به · فریاد · فریاد زدن · فریاد کردن · فغان · نعره کشیدن · هوار کشیدن · چنگ زدن
  • نعره کشیدن
  • (استرالیا) نوبت خرید مشروب برای حضار · بانگ · بانگ زدن · جار · جار زدن · جیغزدن · حراج · خروش · خروش برآوردن · خروشیدن · داد · داد زدن · دادزدن · دادو بیداد · غریو · فحاشی کردن به · فریاد · فریاد زدن · فریاد کردن · فغان · نعره کشیدن · هوار کشیدن · چنگ زدن
  • (استرالیا) نوبت خرید مشروب برای حضار · بانگ · بانگ زدن · جار · جار زدن · جیغزدن · حراج · خروش · خروش برآوردن · خروشیدن · داد · داد زدن · دادزدن · دادو بیداد · غریو · فحاشی کردن به · فریاد · فریاد زدن · فریاد کردن · فغان · نعره کشیدن · هوار کشیدن · چنگ زدن
  • (استرالیا) نوبت خرید مشروب برای حضار · بانگ · بانگ زدن · جار · جار زدن · جیغزدن · حراج · خروش · خروش برآوردن · خروشیدن · داد · داد زدن · دادزدن · دادو بیداد · غریو · فحاشی کردن به · فریاد · فریاد زدن · فریاد کردن · فغان · نعره کشیدن · هوار کشیدن · چنگ زدن
  • (استرالیا) نوبت خرید مشروب برای حضار · بانگ · بانگ زدن · جار · جار زدن · جیغزدن · حراج · خروش · خروش برآوردن · خروشیدن · داد · داد زدن · دادزدن · دادو بیداد · غریو · فحاشی کردن به · فریاد · فریاد زدن · فریاد کردن · فغان · نعره کشیدن · هوار کشیدن · چنگ زدن
  • (استرالیا) نوبت خرید مشروب برای حضار · بانگ · بانگ زدن · جار · جار زدن · جیغزدن · حراج · خروش · خروش برآوردن · خروشیدن · داد · داد زدن · دادزدن · دادو بیداد · غریو · فحاشی کردن به · فریاد · فریاد زدن · فریاد کردن · فغان · نعره کشیدن · هوار کشیدن · چنگ زدن
  • (استرالیا) نوبت خرید مشروب برای حضار · بانگ · بانگ زدن · جار · جار زدن · جیغزدن · حراج · خروش · خروش برآوردن · خروشیدن · داد · داد زدن · دادزدن · دادو بیداد · غریو · فحاشی کردن به · فریاد · فریاد زدن · فریاد کردن · فغان · نعره کشیدن · هوار کشیدن · چنگ زدن
اضافه کردن

ترجمه های "shouting" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه