ترجمه "sideboard" به فارسی

بوفه, قفسه, گنجه بهترین ترجمه های "sideboard" به فارسی هستند.

sideboard noun دستور زبان

A piece of dining room furniture having drawers and shelves for linen and tableware; originally for serving food [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • بوفه

    noun

    furniture

    In addition to this the dining room was ornamented with an antique sideboard, painted pink, in water colors.

    فقط سفرهخانه به یک بوفه سرخ رنگ نیز مزین بود.

  • قفسه

    noun

    The sideboard, the silver and the spindly chairs were gone.

    از قفسه و ظرف زیبای آن اثری دیده نمیشد.

  • گنجه

    noun

    Meggie, will you get in here and stack those plates on the sideboard, girl!

    صدای مادر را شنید: مگی، بیا تو و آن بشقابها را بگذار توی گنجه، دختر!

  • ترجمه های کمتر

    • (اتاق نهارخوری) قفسه ی ظروف
    • (هاکی) دیواره ی اطراف میدان بازی
    • ميز پاديوارى
    • میز کناری
    • هریک از تخته های دیواره یا طرفین چیزی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sideboard " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Sideboard
+ اضافه کردن

"Sideboard" در فرهنگ لغت انگلیسی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Sideboard در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "sideboard"

اضافه کردن

ترجمه های "sideboard" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه