ترجمه "sideliner" به فارسی
تماشاچی, ادم کناره گیر بهترین ترجمه های "sideliner" به فارسی هستند.
sideliner
noun
دستور زبان
One who stays on the sidelines; a spectator or nonparticipant. [..]
-
تماشاچی
-
ادم کناره گیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sideliner " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "sideliner" با ترجمه به فارسی
-
(بویژه ورزش) از شرکت بازداشتن یا بازماندن · (جمع) زمین خارج از هر یک از این دو خط · (راه آهن یا خطلوله و غیره) راه فرعی · (فوتبال و تنیس و غیره) هر یک از دو خط طرفین زمین · خط جانبی · لوله ی انشعابی · محصول فرعی · مشغولیت · کار · کار جزیی · کار ذوقی · کار فرعی · کنلر گذاشتن
اضافه کردن مثال
اضافه کردن