ترجمه "sidekick" به فارسی

همکار, شریک, رفیق بهترین ترجمه های "sidekick" به فارسی هستند.

sidekick noun دستور زبان

An assistant to another person, usually the person's inferior. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • همکار

    noun

    or whether they are our trusted sidekick

    یا به همکار و یاور قابل اعتماد ما بدل شوند

  • شریک

    noun

    Hey, you need a sidekick?

    با سلام ، شما نیاز به شریک شمال شرقی ؟

  • رفیق

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • همدم
    • یار
    • (امریکا - خودمانی)
    • دوست صمیمی
    • شخص تابع
    • شخص وابسته
    • هم اطاق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sidekick " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sidekick" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه