ترجمه "sideling" به فارسی

سراشیب, به یک سو, شیب دار بهترین ترجمه های "sideling" به فارسی هستند.

sideling adjective adverb دستور زبان

directed toward one side [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سراشیب

  • به یک سو

  • شیب دار

  • ترجمه های کمتر

    • یک طرفی
    • یک وری
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sideling " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "sideling" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه