ترجمه "slake" به فارسی

تخفیف دادن, فرونشستن, کاستن بهترین ترجمه های "slake" به فارسی هستند.

slake verb دستور زبان

(intransitive, obsolete) Of a person: to become less energetic, to slacken in one's efforts. [11th-17th c.] [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • تخفیف دادن

    verb
  • فرونشستن

    verb
  • کاستن

    verb
  • ترجمه های کمتر

    • (آتش) خاموش کردن یا شدن
    • (آهک) کشتن
    • (قدیمی) رجوع شود به slacken
    • آبدیده شدن
    • آرام کردن
    • رفع نمودن
    • سیراب کردن یا شدن
    • فرونشاندن (شهوت یا تشنگی یا خشم یا انتقام و غیره)
    • فروکش کردن
    • معتدل شدن
    • کام دل گرفتن
    • کاهش یافتن
    • کم شدن
    • کم کردن یا شدن
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slake " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slake" با ترجمه به فارسی

  • خوشنود · راضی · سیر · قانع
اضافه کردن

ترجمه های "slake" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه