ترجمه "slaked" به فارسی

خوشنود, راضی, سیر بهترین ترجمه های "slaked" به فارسی هستند.

slaked adjective verb دستور زبان

Allayed; quenched; extinguished; as, a slaked thirst. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • خوشنود

    adjective
  • راضی

    adjective
  • سیر

    adjective
  • قانع

    adjective
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slaked " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slaked" با ترجمه به فارسی

  • (آتش) خاموش کردن یا شدن · (آهک) کشتن · (قدیمی) رجوع شود به slacken · آبدیده شدن · آرام کردن · تخفیف دادن · رفع نمودن · سیراب کردن یا شدن · فرونشاندن (شهوت یا تشنگی یا خشم یا انتقام و غیره) · فرونشستن · فروکش کردن · معتدل شدن · کاستن · کام دل گرفتن · کاهش یافتن · کم شدن · کم کردن یا شدن
اضافه کردن

ترجمه های "slaked" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه