ترجمه "slags" به فارسی

سربارهها, سرباره قليايى بهترین ترجمه های "slags" به فارسی هستند.

slags verb noun

Plural form of slag. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سربارهها

  • سرباره قليايى

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slags " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slags" با ترجمه به فارسی

  • (آهن گدازی) تفاله ی ساده (تفاله ای که در فرایند پولاد سازی به جا می ماند و در سیمان سازی و به عنوان کود کاربرد دارد) · سرباره قليايى
  • (گداز گری) سرباره · اشغال · تبدیل به سرباره کردن یا شدن · تفاله · تفاله ی فلز · خاکستر · داش · روباره · روباه · ریم اهن · ریماهن شدن یا کردن · سربار · سرباره · مواد خارجی · چیز بی ارزش · گدازه ی آتشفشانی (به ویژه اگر سرباره مانند باشد)
  • سرباره قليايى · سربارهها
اضافه کردن

ترجمه های "slags" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه