ترجمه "slackness" به فارسی

سستی, اهستگی, اهمال بهترین ترجمه های "slackness" به فارسی هستند.

slackness noun دستور زبان

The state of being slack; the quality of having slack. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سستی

    (Hebrews 10:36-38) Our day is no time for slacking the hand or for getting ensnared by the materialistic, pleasure-crazed ways of Satan’s world.

    ( عبرانیان ۱۰:۳۶-۳۸) اکنون هیچ وقت آن نیست که به سستی گراییم، یا مجذوب شیوههای مادیگرایانه و خوشگذرانیهای دیوانهوار دنیای شیطان گردیم.

  • اهستگی

  • اهمال

    Slacking the hand will not merit Jehovah’s blessing.

    یَهُوَه برکات خود را از کسانی که در انجام ارادهٔ او اهمال میورزند دریغ میدارد.

  • ترجمه های کمتر

    • شلی
    • غفلت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " slackness " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "slackness" با ترجمه به فارسی

  • (آب یا هوا) تقریبا راکد · (اسکاتلند) · (جریان) رکود · (جمع) شلوار گشاد و راحت (مردانه و زنانه) · (در پاک کردن زغال سنگ - آمیزه ای از خرده زغال و خاکه زغال و خاک) پس مانده ی زغال سنگ · (سیم و طناب و غیره) شل · آهسته کار · آهسته کردن 5 · ایستا · ایستایی 6 · باتلاق · بی توجه · بی دقت · بی مبالات · بی مبالاتی کردن · تخفیف دادن · تلقین پذیر · تنبلی کردن · خاکه زغال سنگ · خفیف · خفیف شدن · دره ی کوچک · دوره رخوت · رجوع شود به slake 0 · رفع نمودن · زمین باتلاقی · زود باور · سست · سستی 4 · شل کردن · شل کردن یا شدن · شلوار راحتی · شلی · ضعیف · فرونشستن · فروکش کردن · مرداب · مسامحه کار · مسامحه کار شدن · مسامحه کردن · مکث کردن · هر چیز شل یا آویخته 2 · وظیفه نشناس · وقت تلف کردن 1 · وقت تلف کن · کاستن · کاهش فعالیت · کاهش یافتن · کساد · کساد شدن 3 · کسادی · کم · کم حرکت · کم شدن · کم فعالیت · کند · کنددست · یواش
  • لباس راحتی
  • (مردانه و زنانه) شلوار راحتی
  • اصل کمک مکمل
  • متغیر کمکی
  • سکون · شُل
  • زمان میان جزر و مد (که آب نسبتا آرام است) · میان کشند
  • ناتمام · نیم ساخته · نیم پخته · نیم پز
اضافه کردن

ترجمه های "slackness" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه