ترجمه "slacker" به فارسی
آدم از زیر کار دررو, مشمول غایب, وظیفه نشناس بهترین ترجمه های "slacker" به فارسی هستند.
slacker
noun
دستور زبان
One who procrastinates or is lazy; compare slack off. [..]
-
آدم از زیر کار دررو
-
مشمول غایب
-
وظیفه نشناس
-
ترجمه های کمتر
- کسی که در زمان جنگ از خدمت نظام طفره می رود
- کم کار
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " slacker " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن