ترجمه "sled" به فارسی

سورتمه, با سورتمه بردن, سورتمه (از sledge کوچک تر است) بهترین ترجمه های "sled" به فارسی هستند.

sled verb noun دستور زبان

(US) A vehicle on runners, used for conveying loads over the snow or ice. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • سورتمه

    noun

    land vehicle used for sliding across snow or ice

    One sled he drove himself, drawn by dogs he had traded for or borrowed.

    سرخ پوست برای خود و زنش سورتمه بزرگی بست که سگهای بزرگ آن را میکشیدند.

  • با سورتمه بردن

  • سورتمه (از sledge کوچک تر است)

  • سورتمه سواری کردن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sled " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "sled"

عباراتی شبیه به "sled" با ترجمه به فارسی

  • سگ سورتمه
  • سورتمه ای که توسط سگ کشیده می شود
  • حمل با سورتمه · سورتمه سواری · وضع زمین و برف (از نظر سورتمه سواری)
  • سورتمه ای که توسط سگ کشیده می شود · سورتمه سگ
اضافه کردن

ترجمه های "sled" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه