ترجمه "sledding" به فارسی

حمل با سورتمه, سورتمه سواری, وضع زمین و برف (از نظر سورتمه سواری) بهترین ترجمه های "sledding" به فارسی هستند.

sledding noun verb دستور زبان

Present participle of sled. [..]

+ اضافه کردن

انگلیسی-فارسی فرهنگ لغت

  • حمل با سورتمه

  • سورتمه سواری

  • وضع زمین و برف (از نظر سورتمه سواری)

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " sledding " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "sledding" با ترجمه به فارسی

  • با سورتمه بردن · سورتمه · سورتمه (از sledge کوچک تر است) · سورتمه سواری کردن
  • سگ سورتمه
  • سورتمه ای که توسط سگ کشیده می شود
  • سورتمه ای که توسط سگ کشیده می شود · سورتمه سگ
  • با سورتمه بردن · سورتمه · سورتمه (از sledge کوچک تر است) · سورتمه سواری کردن
اضافه کردن

ترجمه های "sledding" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه