ترجمه "sledge" به فارسی
سورتمه, گرز, با سورتمه رفتن یا حمل کردن بهترین ترجمه های "sledge" به فارسی هستند.
sledge
verb
noun
دستور زبان
(or sledgehammer) a heavy, long handled maul or hammer used to drive stakes, wedges, etc. [..]
-
سورتمه
nounsleigh or sled
A sledge and a carriage with the coachman asleep stood at the entrance.
یک سورتمه و یک کالسکه که سورچی روی نشیمن آن چرت میزد، دم در ایستاده بودند.
-
گرز
noun -
با سورتمه رفتن یا حمل کردن
-
ترجمه های کمتر
- رجوع شود به sledgehammer
- سورتمه ی بارکش
- سورتمه ی بزرگ
- پتک زدن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " sledge " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "sledge"
عباراتی شبیه به "sledge" با ترجمه به فارسی
-
هاکی روی یخ معلولان
-
رجوع شود به seven-up
اضافه کردن مثال
اضافه کردن